امامِ اول، برترين بشر

 

پدر و مادر علي عليه‏السلام

پدر اميرالمؤمنين عليه‏السلام ابي طالب است و اسم ابي‏طالبْ عبد مناف است، چون پسر اولِ عبد منافْ طالب نام داشت به ابي‏طالب شهرت يافت، نام ابوطالب عِمْران بود. مادر اميرالمؤمنين عليه‏السلام فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است و او با حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به مدينه رفت و در آنجا به رحمت ايزدي پيوست و پيغمبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به دست مبارک خود لحد او را راست کرد و پهلوي مبارک خود در قبر او بر زمين نهاد و پيراهن خود را کفن او ساخت و تلقينش نمود.

لقب منحصر به فرد

يکي از القاب علي عليه‏السلام ، اميرالمؤمنين است که در روز غدير خُم جبرئيل از جانب ملک جليل آمد و او را به اين لقب مخصوص ساخت و حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به موجب حکم الهي فرمود: سلام کنيد بر علي به اميرالمؤمنين گفتن. و کسي که اول به اين لقب بر اميرالمؤمنين عليه‏السلام سلام کرده، عُمَر بود. در کتاب کافي مذکور است که (فقط) حضرت علي عليه‏السلام در ميان ائمه معصومين به لفظ اميرالمؤمنين اختصاص يافته و اطلاق آن به ساير ائمه هدي جايز نيست.

 

برترين پرستار

رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از تولد علي عليه‏السلام به غايت مسرور گشته و مَهْد او را نزد فراش خود نهادي و در زمان خوابْ آن جناب مهد او را بجنباندي و سخن‏هايي که اطفال را به خواب مي‏کنند گفتي و شير و شربت در گلوي او ريختي و او را شستي و بر دوش و سينه نشانيدي و به نفس نفيس، او را تربيت فرمودي و هميشه گفتي: اين برادر و ولي و ناصر و صفّي و پشت و پناه و وصي و خليفه و زوج کريمه من است.

 

دلايل تعيين امام

دلايلي هست که دلالت بر امامت حضرت علي عليه‏السلام از روي عقل دارد که از جمله آن:

 

اول: آنکه امامْ واجب است که معصوم باشد.

 

دوم: آنکه امام بايد از جانب خدا و رسولْ نص بر امامت او باشد و بر غير اميرالمؤمنين عليه‏السلام به اتفاق نَصّي از جانب خدا و رسول بر امامت کسي واقع نشد.

 

سوم: آنکه امام واجب است که افضل از رعيت باشد و هرچه رعيت محتاج به او باشد داند.

 

چهارم: آنکه امام بايد که او را کفرْ درنيافته باشد و هيچ رسولي نبوده که بعد از وي خليفه وي کسي باشد که لحظه‏اي مشرک بوده باشد.

 

پنجم: آنکه امامتْ رياست عامه است و اين رياست را مستحق نمي‏توان شد مگر به صفت زهد و علم و عبادت و شجاعت و ايمان و ساير صفات حسنه.

 

محبت جابر به اهل بيت عليهم‏السلام

در کتاب کافي مسطور است جابر بن عبداللّه‏ انصاري در آخر عمر عصا به دست گرفته در کوچه‏هاي مدينه مي‏گشت و مي‏گفت: علي عليه‏السلام بعد از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از کلِّ بشر بهتر است و هر که از قبول اين معني ابا نمايد کافر است. و همچنين خطاب به گروه انصار نموده مي‏گفت: اي جماعت انصار! اولاد و فرزندان خود را پرورش دهيد به محبت اميرالمؤمنين عليه‏السلام و به زيور دوستي آن حضرت دل‏هاي ايشان را مزَّين گردانيد.

 

دوست‏ترين اصحاب

روزي ابوذر به خدمت رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله رفت و پرسيد: يا رسول اللّه‏! کيست دوست‏ترين اصحاب به سوي تو، اگر روزي کاري افتد، ما نيز با او شريک باشيم يعني اگر واقعه‏اي ناگزير واقع شود ما. با او باشيم. پس آن حضرت فرمود: آن علي است و دوست‏تر است از همه کس نزد من که او پيش از همه کس اسلام آورد و بيش از جميع شما مطيع و منقاد بود، و فرمانبرداري خدا و رسول نمود.

 

منزلت علي عليه‏السلام از نظر امام شافعي

از شافعي پرسيدند که در شأن علي عليه‏السلام چه مي‏گويي؟ گفت: در شأن کسي چه مي‏توان گفت که او را سه چيز جمع شده باشد که از براي هيچ فردي از افراد بني آدم اين جمعي دست نداده باشد؛ چه او، بخشش با وجود فقر و درويشي داشت. شجاعت و دليري را با رأي و تدبير، و علم را با عمل.