مراسم ازدواج

مراسم عروسى دختر گرانمايه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در كمال سادگى وبى آلايشى برگزار شد. يك ماه از عقد پيمان زناشويى مى‏گذشت كه زنان رسول خدا به حضرت على گفتند:چرا همسرت را به خانه خويش نمى‏برى؟ حضرت على -عليه السلام در پاسخ آنان آمادگى خود را اعلام كرد.ام ايمن شرفياب محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شد وگفت:اگر خديجه زنده بود ديدگان او از مراسم عروسى دخترش فاطمه روشن مى‏شد.

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وقتى نام خديجه را شنيد چشمان مباركش از اشك پر شد وگفت: او مرا هنگامى كه همه تكذيبم كردند تصديق كرد ودر پيشبرد دين خدا ياريم داد وبا اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند. (1)

ام ايمن افزود: ديدگان همه را با اعزام فاطمه به خانه شوهر روشن كنيد.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد كه يكى از حجره‏ها را براى زفاف زهرا آماده سازند واو را براى اين شب آرايش كنند. (2)

زمان اعزام عروس به خانه داماد كه فرا رسيد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت زهرا را به حضور طلبيد. زهرا - عليها السلام -، درحالى كه عرق شرم از چهره اش مى‏ريخت، به حضور پيامبر رسيد واز كثرت شرم پاى او لغزيد ونزديك بود به زمين بيفتد. در اين موقع پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حق او دعا كرد وفرمود:

«اقالك الله العثرة في الدنيا والآخرة‏».

خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ كند.

سپس چهره زهرا را باز كرد ودست او را در دست على نهاد وبه او تبريك گفت وفرمود:

«بارك لك في ابنة رسول الله يا علي نعمت الزوجة فاطمة‏».

سپس رو كرد به فاطمه وگفت:

«نعم البعل علي‏».

آنگاه به هر دو دستور داد كه راه خانه خود را در پيش گيرند وبه شخصيت‏برجسته‏اى مانند سلمان دستور داد كه مهار شتر زهرا - عليها السلام - را بگيرد و از اين طريق جلالت مقام دختر گراميش را اعلام داشت.

هنگامى كه داماد وعروس به حجله رفتند، هر دو از كثرت شرم به زمين مى‏نگريستند.پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وارد اطاق شد وظرف آبى به دست گرفت وبه عنوان تبرك بر سر وبر اطراف بدن دخترش پاشيد وسپس در حق هر دو چنين دعا فرمود:

«اللهم هذه ابنتي و احب الخلق الي اللهم و هذا اخي واحب الخلق الي اللهم اجعله وليا و...». (3)

پروردگارا، اين دختر من ومحبوبترين مردم نزد من استت.پروردگارا، على نيز گرامى ترين مردم نزد من است.خداوندا، رشته محبت آن دو را استوارتر فرما و....

پى‏نوشتها:

1- بحار، ج‏43، ص 130.

2- همان، ص‏59.

3- بحار، ج‏43، ص‏96.

فروغ ولايت ص‏84

آيت الله شيخ جعفر سبحانى